روز دانشجو مبارکباد

پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد

و شما در اوج لبخندها به گذشته حسادت میکنید

دانش آموز دیروز

الاف امروز

بی کار فردا 

دانشجو روزت مبارک

 

قصه عشق

گاهي دل انقدرتنگ ميشه كه گريه هم كم مياره 

يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدغم مياره 

خنده تلخ آدماهميشه ازدلخوشي نيست

گاهي شكستن دلي كمترازآدم كشي نيست

 بالارفتيم ماست بود

اون پاينادوغ بود

قصه عشق دنياانگارهمش دروغ بود

پادشاه وباغ

پادشاهی بود که در کنار قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.

تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، او در اولین فرصت به دیدن باغش رفت. اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد. تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند. او رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است. درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم. پادشاه به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود... پادشاه علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم. از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود. وقتی که علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم.

پادشاه در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود. او از گل علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر پادشاه که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است، می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. بنابراین از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم.

بعد از خیار، گوجه وکاهوهای اروپایی هم قاتل می شوند

                                                          با مرگ 14 آلمانی بر اثر خوردن خیارهای سمی، گوجه ها و کاهو های وارداتی از اسپانیا نیز آلوده به مواد کشنده شده اند.


دیلی میل نوشت: باکتری کشنده ای.کولی یا اشریشیا کُلی که باعث عفونت ادراری شده و موجبات مرگ بیمار را فراهم می کند، تاکنون جان 14 آلمانی را گرفته و 40 نفر را راهی بیمارستان کرده است.

کارشناسان با تعقیب منبع ورود خیارها متوجه شده اند خیارها از آلمریا و مالاگای اسپانیا به آلمان صادر شده است. به همین دلیل کارشناسان نسبت به گوجه و کاهو هایی که از اسپانیا به سایر کشورها صادر می شود ، هشدار داده و این اقلام کشاورزی نیز در لیست محصولات ممنوعه قرار گرفته اند.

در همین حال روسیه در تازه ترین اقدام اعلام کرده هر نوع واردات کشاورزی از آلمان و اسپانیا را ممنوع می کند. کارشناسان اتریشی دیروز وارد بازارهای محلی شده تا با آزمایش روی محصولات کشاورزی وارد شده از آلمان و اسپانیا جلوی هر نوع فاجعه احتمالی را بگیرند. سخنگوی اتحادیه اروپایی در این باره گفت مسیر طولانی واردات از اسپانیا نیز می تواند عامل آلودگی در بین راه برای خیارها باشد.

اما اسپانیایی ها ضمن انتقاد از اخبار منتشره می گویند هنوز ثابت نشده است که محصولات کشاورزی اسپانیا عامل مرگ و میر باشند. سازمان جهانی بهداشت از کشورهای درگیر در این مسئله خواست به جای انتقاد، با یکدیگر همکاری کرده تا بتوانند مشکل را سریعتر حل نمایند. آندرس هنسل از انستیتوی مطالعاتی بهداشتی می گوید باکتری روی خیارها بدان معنی نیست که تمام اتفاقات از آن ناشی شده است و همه مرگ و میرهای بخاطر خیارهای آلوده نیست. وزیر بهداشت اسپانیا نیز گفته تاکنون مورد مشکوکی در کشورش رخ نداده و آلمانها باید دنبال دلیل واقعی شیوع بیماری در کشورشان باشند.

از یک و شش تریلیون خیاری که به آلمان صادر می شود نیمی از آن از هلند بوده و هلند بعد از این ماجرا صادرات خود را به آلمان قطع کرده است. مقامات چک جعبه های مظنون به آلودگی را از بازارها جمع اوری کرده اما بیماری خاصی را در مردم خود ندیده اند.


اشریشیا کُلی که به ای‌کلای‌ یا کُلی باسیل نیز معروف است، یک باکتری گرم منفی از خانواده انتروباکتریاسه که در سال ۱۸۵۵ کشف شد. این باکتری بیهوازی اختیاری و بدون اسپور می‌باشد. اشیرشیا کلی‌ها اغلب متحرک می‌باشند. کلی باسیل قادر به تخمیر گلوکز وتولید گاز است وهمچنین لاکتوز راتخمیر می‌کند و اوره‌آز منفی است.

باکتری اشریشیا کولای از گلوکز تغذیه می‌کند و در غیاب گلوکز از لاکتوز هم به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کند. این باکتری در دستگاه گوارش ما زندگی می‌کند. وقتی یک محصول لبنی می‌خوریم دی ساکارید لاکتوز در دسترس باکتری اکلای قرار می‌گیرد. در این هنگام با ساختن آنزیم‌های لازم که برای جذب و تجزیه لاکتوز هستند از این قند به عنوان منبع انرژی استفاده می‌شود.

حشرات دارویی جای گیاهان دارویی می گیرند

تحقیقات علمی اخیر در چین نشان داده است که مواد موجود در بدن نوع خاصی از مورچه ها به نام (پولیرها چیزو ویستیا) باعث افزایش طول عمر خرگوش ها شده است.

 به گزارش BBC قرن ها ست که این مورچه برای تقویت سیستم ایمنی توسط چینی ها در تبت به عنوان یک نوشیدنی دارویی مورد استفاده قرار می گیرد. دکتر جان ویکنیسن محقق دانشگاه می گوید: این مورچه ها مقداری عنصر روی در بدن خود دارند و این عنصر هم در برخی موارد به عنوان عامل یک انتی اکسیدان عمل می کند.

او همچنین اضافه می کند اگر چه خوردن حشرات در نقاط مختلفی در آفریقا ، آسیا و استرالیا رایج است اما عصاره ی این مورچه به تازگی در کالیفرنیا به عنوان یک داروی توهم زا و در بریتانیا  به عنوان یک ماده ی تقویت کننده در حال رواج است.

به این ترتیب باید در کنار گیاهان دارویی منتظر انواع و اقسام حشرات دارویی هم باشید.

منبع به نقل از New Scientist

بچه ها لطفا مطالب علمی را بیشتر مورد توجه خودتان قرار دهید تا مطالب رویایی و عاشقانه

امید وارم استفاده کرده باشم

جوان امروزی

من از غم تنهایی خویش ناله کرده ام

من از غم تنهایی خویش ناله کرده ام           در دل نوشته ام تو را بهانه کرده ام

غم د ل خسته ام با تو تقسیم کرده ام        قصه دل از برای تو تفسیر کرده ام

در هر نفسم اسم تو را ذکر کرده ام          در سیا هی شب به تو فکر کر دهام 

من نام تو راغ به هر بهانه فریاد کرده ام     دل شکسته از قفس آزاد کرده ام

من حدیث عاشقی کوته کرده امدر این قفس

بی تو عاقبت بمیرم در این قفس

گرچه از وادی حسرت احسان فلک پیر شدیم

چرا به دفتر عشق ...

                                      ای خدای روح وقلم....

                                   به غیر حسرت وحیرت....

                                                                        نمی زنی رقمی

به عشق کوش

                         که دل تو ره نکند

                                                نه ماجرای وجودی ....

                                                                          نه وحشت عدمی.....

                       شکار شددل تنگبه یک نگاه وهذر

ز شیر گیری آهوی ..........                       نعمتی بود که از هستی خودسیر شدیم

گرچه از خوشه تذبیر نچیدیم گلی

                                این قدر بود که تسلیم به تقدیر شدیم          

اینجا را کلیک کنید.

یک صفحه سیاه ظاهر می شه

ماوس خودتون رو هرجای صفحه و همه جای اون کلیک کنید
ببینید چه اتفاقی میافته

حالا ماوستون رو کلیک کنید و در همون حال به همه جای صفحه بکشید و ببینید چطور می شه

هرچی که شکل گرفت همش هدیه به شما
نوشته شده :علی غفاری اذر۱۳۸۹/۱/۱۷

شعر

فراقیندا اوره گیمی داغلادیم

بهار گتدی گول سولدی آغلادیم

اما سیزه بیر دسته گول باغلادیم

وردیم اونو بوردان گچن ایللره

مندن آلیب داغیتسینلار سیزلره